نفرینآتش نزن در جان من خاکستره سوزان منغمگین مکن احوال من گریان شده چشمان مندر ذهن این آتش به جان نفرین تو باور نبودآخر گرفت به جان من نفرین تو دامان من
نفرینآتش نزن در جان من خاکستره سوزان منغمگین مکن احوال من گریان شده چشمان مندر ذهن این آتش به جان نفرین تو باور نبودآخر گرفت به جان من نفرین تو دامان من
هیچکس انقدر فقیر نیست که نتواند به کسی لبخندی ببخشد .
و
هیچکس آنقدر ثروتمند نیست که به لبخندی نیاز نداشته باشد.
جملتون قشنگ بودولی اگر برای هر شعری که کامل باشه بتونید یه تاپیک ایجاد کنید عالی می شه